تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


هشت

    عبور قطره های باران از ناودان بود و نارنجی و زرد برگ های خیس درخت بید بر سیاهی آسفالت ها و پیاده روهایی که ذوق کردنت را می خواستند. باران پرستی ات را می خواستند. کنار هم راه رفتن ما را می خواستند و نگاه سرشار از بوی تو را. نگاهت به دورها را که من را وامی داشت تا احساس کنم باید حتما چیزی عاشقانه در گوشت زمزمه کنم. ولی نمی دانستم دقیقا چه چیزی. و تو ناتوانی من را حس می کردی. ناتوانی من در ابراز عشقم به خودت را و لبخند می زدی... 


    این مطلب تا کنون 38 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : خواستند ,
    هشت

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 30 مرداد 1396

تبلیغات

پارس ایرانیک جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر