تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

هشت

    عبور قطره های باران از ناودان بود و نارنجی و زرد برگ های خیس درخت بید بر سیاهی آسفالت ها و پیاده روهایی که ذوق کردنت را می خواستند. باران پرستی ات را می خواستند. کنار هم راه رفتن ما را می خواستند و نگاه سرشار از بوی تو را. نگاهت به دورها را که من را وامی داشت تا احساس کنم باید حتما چیزی عاشقانه در گوشت زمزمه کنم. ولی نمی دانستم دقیقا چه چیزی. و تو ناتوانی من را حس می کردی. ناتوانی من در ابراز عشقم به خودت را و لبخند می زدی... 


    این مطلب تا کنون 38 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 12 آبان 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 2 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :161566
  • بازدید امروز :57956
  • بازدید داخلی :3554
  • کاربران حاضر :66
  • رباتهای جستجوگر:341
  • همه حاضرین :407

تگ های برتر