جستجو

تبلیغات



نه

    و این روزها رنگی ترین روزهای زندگی من هستند... می دانی؟

    می دانی... ولی نمی توانی تصور کنی که چه قدر دوستت دارم وقتی همراهم می شوی تا دانشگاه تهران را طواف کنیم... تا 7 بار دور کتابخانه و علم, دور مسجد و دین, دور گلخانه ها و استخر و سبزی و روشنی بچرخیم و حرف بزنیم و حرف بزنیم... 

    نمی توانی تصور کنی که چه قدر ناتوان می شوم وقتی این همه همراهی و عشق از تو می بینم و نمی دانم چطور ابراز کنم عشق خودم را...

    آن جا که از سربالایی خیابان وصال بالا می آمدیم و تو مثل هیچ دختر دیگری نبودی که غر بزنی خسته شدم ماشین سوار شویم... 

    یگانه ترینی وقتی از پله های متروی ایستگاه امام خمینی بالا می آیی و روسری سبزت صورتت را بادقت قاب گرفته است و لبخندت زندگی بخش ترین لبخند زندگی ام است...

    مدام باشد شادی حضورت... مدام و همیشگی...



    این مطلب تا کنون 22 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ جمعه 17 دي 1395
    منبع
    برچسب ها : زندگی ,توانی تصور ,
    نه

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 8 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر